جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

چیزایی که ننوشتم

1395/1/26 13:35
نویسنده : بهار
264 بازدید
اشتراک گذاری

رفتم وبلاگو خوندم و دیدم چیزی از زینبم ننوشتم !

خب بگم که تقریبا یه ماهش بود بردمش دکتر پژنگ و اون گفت که زینب رفلاکس داره و باید راینتادین بخوره ! از همون موقع که بهش دادم خوابید تا صبح خندونک... خلاصه چند وقتی خوب بود . تا اینکه حدود یه ماهه که شبها برای شیر خوردن بیدار میشه .

خوش خنذس و به خانم خوش اخلاق معروفه . فقط مونده چهار تا کلمه باهاش حرف بزنی که لبخند میزنه و گاهی هم بدنش ول میشه عقب از خنده خنده...

گاهی هم یکی داره با من حرف میزنه این زل میزنه بهشون و هی میخنده ! تا طرف متوجهش بشه و بهش بخنده یا باهاش حرف بزنه ! همه کلی از این کارش میخندن... یادمه فاطمه هم خوش خنده بود !

همه چیو میکنه دهنش ... خیلییییییییییی ... دستاش که مدام .. آب دهنشم از اول روان بود ! بر عکس فاطمه ...

زیاد با خودش درگیر نیس ... گاهی کار دارم و گریه میکنه . خودش کم کم آرم میشه و هیچی نمیگه . زودم خوابش میبره ... به فاطمه علاقه داره و خیلی نگاش میکنه ...

برم غذا درست کنم ... نمازمم نخوندم 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)