بدون عنوان
فاطمه جونم مریض شده ...
همش امروز اینطوری میشد
... ova ... ova ...
منم اینطوری میشدم 



...
خب چی شد ؟! دیدم یه کم سینش خس خس میکنه. بردمش دکترش. و اونم تایید کرد و براش دو تا شربت نوشت. شب ساعت 12 بهش شربتشو دادم . یکیش خیییلیی تلخ بود و همون موقع فاطمه حسابی جیغ و داد و ناله و ناز و عشوه و جیغ بازمو اینااااا تا خوابید البته چن باری هم موقع خوردن صدایی از خودش درمیاورد انگار تو گلوش گیر کرده و منم مث همیشه سککککککککته. خلاصه تا صبح نیم ساعت یه بار پا میشد ناله میکرد و گریه و منم بغلش میکردم و اینا... حالا نمیدونم بخاطر شربتست ؟ یا بخاطر بچه هایی که اونجا بودن و هی دور فاطمه جمع شدن و احتمالا از این ویروسه داشتن بهش منتقل کردند !!!! ای خداااااااااااا این طفلای معصوم بی زبون رو خودت کمک کن ! آخه آدم نمیدونه چشونههههههههه
... خودم دستی دستی مریضش کردمممم . بچم خوب بودددد.
خلاصه امروز انقدر امروز گریه کرده که صداش گرفته . بردمش یه دکتر دیگه که گفت نیازی به اون شربتا نیست و گفت آنتی بیوتیک نباید بهش بدی و خلاصه گفت اون خس خسه هم بخاطر اینه که بچه ها نمیدونم مریشون چی چیشون ظریفه وقتی بغلشون میکنی به هم نزدیکه میشه این صدا رو میده و فقط گرفتگی بینی داره که خیلی هم مهمه و اگر بهش نرسید بچه دچار گوش دردو اینا میشه و کلی هم به بیسوادی دکترااا اعتراض کرد و فرهنگ ایرانی ها رو زیر سوال برد که به ماها اینا رو آموزش نمیدنو ... کلی هم ما رو مسخره کرد که اشکال اینه که ماها فکر کردین بچه آدم بزرگه کوچیک شدست !!! در صورتی که کلا سیستم نی نی ها با بزرگا فرق داره و اینا بلد نیستن از دهن نفس بکشن و وقتی بینیشون میگیره نمیتونن بخوابنو شیر بخورنو اینااااا ... ههههی چی بگم . فقط فهمیدم این دکتر اطفالا به تعدادشون نسخه متفاوت وجود داره یعنی اگر من برم پیش یه دکتر دیگه مطمئنم یه نسخه دیگه میپیچه و کلا همه قبلی ها رو بی سواد میخونه . واقعا آدم میمونه حرف کی رو باور کنه ! چی کار کنه . خلاصه فاطمه آروم بود ولی دیگه عصر رفت رو فاز گریه شدید و منم پسش برنمی اومدم. دکتر دومیه قطره بینی داد که هر یه ساعت استفاده کنم . راستی یادم رفت بگم دکتره خیلی حالتاش خنده دار بود . من فقط جلوی خندمو گرفته بودم رضا هم ! کلا این کلینیکه دکتراش خیلی خنده دارن دفعه قبلی هم یه دکتری بود به من میگفت خاتون به رضا میگفت مرد !!! هههه ...خلاصه فاطمه جونم با هزار بدبختی خوابید و من یه ساعت یه بار قطره میریزم و مدام هم از خواب میپره میخوابونمش و آب گرم هم گذاشتم بهش بدم ... میگم هم مایعاته(که دکتره گفت زیادش کن) و هم شاید سینشو نرم کنه آه دیگه رسما خس حساش خیلی بیشتر شدههه...
خدایا به خیر بگذرون !توکلت علی الله .
دیگه همین برم عزیز دلمو هواشو داشته باشم .


بدون عنوان
