جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

ماشاءالله......

1391/5/27 2:38
نویسنده : بهار
181 بازدید
اشتراک گذاری

الان ساعت 2:21 نصفه شبه !!!

تنها موقعی که (البته انشاالله) دست از سر کچل ما برداشتی و خوابیدی و کمی احساس آزادی و خودم بودن میکنم !

نه مامانی جونم عشق میکنم باهات . بخصوص امروز که باید بگم روابط اجتماعیت یهو زده بود بالا ! البته بگم خیلی ماشاءالله ماشاءالله خوش اخلاقی و همش توی مهمونی ها واسه همه میخندی . یه جوری شدی که میان میگن فاطمه رو بده بخنده برامون !!! یعنی دیگه واسه خودت دلقکی شدییییی !

امروز بردمت یه دقیقه خونه مرضیه(دوستم) انقدر لوس بازی در آوردی که مرضی مونده بود . گفت چقدر این لوووسه ! البته شانسش اونجا اصلا نخندیدی که علتش گرسنگیت بود . راستی مرضی هم انشاالله تا 8 شهریور یه دوست نانازی واسه تو میاره ! رفتیم سیسمونیشم دیدیم . خیلییی باحال بود . تو که کلی آبروی منو بردی و یه جا اسباب بازی دادیم دستت و میخواستیم با مرضی ازت عکس بگیرم انقدر محو این اسباب بازیه شدی انگار تو خونه یه دونه هم نداری !!!!

خب داشتم میگفتم از کارای امروزت . دیگه مونده بگم پخخخخ که صدای خندت خونه رو پر میکنه ! البته پخ که هیچی حتی بهت دهه هم که میگم میخندی . کلا خوشی واسه خودت. فقط واقعا لوس شدی . من موندم چه کار درسته . ولت کنم بزارم گریه کنی یا هر وقت صدای گریت دراومد بیام سراغت ! آخه واقعا لوس شدی. منو باباییت خندمون میگیره . واقعا انگار میفهمی . نه کم . میفهمی که لوس بازی درمیاری. مرضی هم تو همینش مونده بود میگفت آخه این فسقلی چطوری انقدر لوس بازی در میاره ؟؟!!! خلاصه منم امشب اینو به چشم دیدم . یعنی فهمیدم. مثلا یه جا بغلم بودی باباییت همینطوری داشت قربون صدقت میرفت یهو خشکت زد و بعد با خنده برگشتی سمت صدا ! ما هم بهت خندیدیم که لامصب میدونه با اینیم ... ببخشید مامانی آخه یه حالتی هستی کلا منو بابایی خیلی بهت فحش میدیم ! کیف داره من گاهی بهت میگم پدر سوخته ! مرتیکه !!! البته حق با توست اینا ممنوع !!!!! اگه بدونی تو چه معلم سختگیری شدی واسه ما ! هر کاری میکنیم یا هر ایرادی داریم مدام بهم میگیم دیگه بچه داریم یاد میگیره ...ممنوعه !

بابایی امروز سنگ تموم گذاشت . البته همیشه همینطوری ماهه. خیلیییییییییییی به مامان تو کار خونه کمک میکنه . یعنی در اصل باید بگم همیشه اون کار میکنه مامان فقط گاهی بهش کمک میکنم نیشخند!! خو کمر مامان درد میکنه... جرات نداره کار بکنه چون سریعا زمینگیر میشه .

خلاصه دخملی فردا کلی نقشه برات داریم . انشاالله... با کالسکه بریم راهپیمایی و کالسکتو کلی پوستر بچسبونیییم ! 

مامان یه کم سینت خز خز میکنه ! نمیدونم از چیه ؟ 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)