بدون عنوان
چند روز اول که فهمیدم نی نی تو دلم هست : شادی، نشاط، ناباوری !
بعدترش : حس پشیمونی ، احساس عجیبی که توش ترس و نگرانی از یک جریان فوق العاده عجیب در درونم بود ! موجودی درون من ؟!!!! فکرش هم کمی حالم را بد میکرد ! آخه چطور ؟ چرا ؟ ...
این روزها : بدنم و روحم داره میپذیره یه نی نی توش باشه ! این واقعه خیلی منحصر بفرد رو داره میپذیره ... بهترم ! هم تهوع کمتری دارم و هم روحیه بهتری !
خدایا شکرت بخاطر زندگی خوبم !
نی نی عزیزم هیچ وقت دلم نمیخواد مشکلات خودمو باباتو برات بنویسم ! همیشه هم تا یه کم با هم خوب حرف نمیزنیم سریع دستمو میزارم روی دلم (جایی که تویی) و دلم میخواد نشنوی و ندونی ....
دوستت دارم عزیز مامان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
