بدون عنوان
سریع بگم چیا شدههه ..
فاطمه گله مامااان . دیروز بردمت حموم . توی تشتت بودی و همینطور خودتو کله پا میکردی تا من نتونم رو سرت شامپو بریزم (خیلی صحنه خنده داری بود ولی من هی میترسیدم سرت بره زیر آب !) ... خلاصه انقدر تو تشته دور خودت پیچیدیو اینا نهایتش دیدم دستاتو باز کردی سمت من ! که یعنی بغل !!!! باز من ذوق کردم و همونطوری بالباسام بغلت کردم .... نمیدونی عشق مامان چه کیفی میکنم !
(الان یه نگاه بهت کردم طبق معمول خوابیدی رو شکم و پاهاتو محکم میکوبی به زمین !!)
خلاصه دیروز تموم شد و امروز صبحم چندین بار با غرغر منو کشوندی پیش خودت و دستاتو باز کردی که من بغلت کنم ! هم خیلییی کیف کردم و هم گفتم هی وای من !!!! بغلی نشو ماماااان !!!
بغلت نمیکردم و طبق توصیه اون کتابه یه کم کنارت مینشستم و اسباب بازی هاتو میدادم دستت . یه جا که همین کارو کردم و دستم روی پاهام بود برگشتی دوباره با آغوش باز و من توجه نکردم بعد خودت شکمتو گذاشتی رو دستم و برای خودت انگار بغلی !!! جیجلللللللللللللل...
رورئک هم که دیگه خر ملا شده ! واسه خودت میری میای عشق میکنی باهاش . البته چون پریروزا زیادی بازی کردی و پا درد گرفتی(احتمالا وگرنه چه میدونم پادرد بودی یا چیز دیگه !) منم دیگه زیاد نمیزارم بشینی . و کلا این روروئکه که یه روزی اسباب آزادی ما بود از دست خانوم الان خودش شده اسباب زحمت ! هی باید مواظب باشم کجا میری . یه بار داشتم ظرف میشستم برگشتم دیدم خانوم دستشو کرده تو سطل آشغال !!!! هی هم پلاستیکشو میکشید !! خلاصه دستاشو با صابون شستم و جلوی سطل هم یه صندلی گذاشتم ...
رو زمین هم میزارمت جهشی هنوز سینه خیز نرفته اینطوری میشی : کف دو تا دستات زمینه و سر انگشتای پاهاتم زمینه بقیه بدن نازت بالا میکشی . انقدر خنده دار میشی . البته دیروز بابایی یه کم حالت چهار دست و پات کرد و تو دیگه یه کمی هم چهر دست و پا میشی و همینطور درجا سرت میره جلو عقب ! و بعد یهو شیرجه میری جلو ... من باید حواسم باشه به جیگرم رو زمین نری .
قربونت برم مامان !
راستی شنیدم دکتری گفت که نباید پودر بچه استفاده کرد ! من شش ماهه دارم استفاده میکنم چرا هیش کی بهم نگفت
... حالا دیگه حواسم هشت . خدایا نی نی ما را در کنف حمایت خودت قرار بده . الهی آمین


بدون عنوان
