بدون عنوان
دندون بالاییت در اومد مامانی جونم ! فعلا سمت چپیت در اومده و اون یکی هم معلومه میخواد از زیر لثه ی خوشکلت بزنه بیرون !
مامان قربونت ره .
نازنین دلمممممممممممممممممم
نمیدونم گفتم یا نه که تو فهمیدی هر چیزی اسمی داره .. و خیلی وقته وقتی عروسکاتو صدا میزنم میری سراغ همون ... و تقریبا از همون موقع ها یادت داده بودم که این چشماشه و هر موقع میگم چشماش کو ؟ تو انگشت کوچولو نازتو میزاری روی چشمای عروسکت !
و دیشب هی منو نگاه میکردی و میگفتی : مامان ! با همین وضوح ! یعنی مث قبل هی ماماماما نمیگفتی ...
و احساس میکنم تازه فهمیدی اسم مامان کلا اینه . قبلا هر از گاهی میگفتی ماماما ولی اینبار انگار کلا فهمیدی ... و وسط شیر خوردن هم هی نگاه میکردی به من و شیرو ول میکردی و میگفتی : مامان ! و بعد در برابر ذوق من میخندیدی و دوباره ادامه شیر خوردن ..
کیف دارییییییییییییییییییییییییییییی


بدون عنوان
