جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

بسم تعالی

1392/2/18 15:47
نویسنده : بهار
215 بازدید
اشتراک گذاری

 

فاطمه ماشاءالله واقعا باهوشه !

اینو با اطمینان کامل میگم !

یه کارایی میکنه که از بچه ی یه ساله واقعا بعیده ... من احساس میکنم دنیا رو فهمیده ... مثلا بدون اینکه قبلا جارو رو دیده باشه یه بار تو حیاط بودم بهش گفتم جارو بده مامان . رفت قشنگ جارو رو برداشت ! یعنی همین که فهمیده بود باید چیزی بده به من و چیزی جز جارو اونجا نبود .

تمام اعضای بدنشو میشناسه و تا میگیم مثلا چشمات کوش ؟ دست میزاره و میگه : اینا ...

به پرنده ها میگه توتو ولی به غیر اونها میگه : هاپو.. مثلا من دارم مستند میبینم گاو یا شیر یا هر چی حیوون باشه میگه هاپو ولی اگه پرنده نشون بده میگه توتو ...

سریع یاد میگیره .

خیلی بامزست کاراش

خیلی حرفا رو نمیتونه بزنه ولی میفهمه ! مثلا کشو آشپزخونه رو خالی کرده ، بهش میگم بزار سر جاش .. یکی یکی دستگیره ها رو میزاشت دوباره تو کشو . بعدش برای هر بار من واسش درست میزدم .. بعد رفتم سراغ کارام ... دیدم داره بقیه وسایلو میزاره و برای هر کدوم واسه خودش دست میزنه !! ههه...

یه کتاب انگلیسی داره یه بار حرف a , b  رو باهاش کار کردم ... بعد از یه ربعی دیدم کتابه رو برداشته میگه : اِ ... و البته یه بارم داشتم هی حرف A رو مینوشتم . بعد خودکارو گرفته از دستم . روی کاغذ خط خطی میکنه میگه اِ ...

وقتی بهش میگم فلان چیزو بده مامان . میفهمه و برام میاره ... یه بار ظهر خواب بودم میخواستم بفرستمش دنبال نخود سیاه که نیاد بیدارم کنه . بهش گفتم : برو دایناسورتو بیار بده مامان ... بعد دیدم داره میزنه تو گوشم (وقتی یکی خوابه میزنه تو گوشش!!) چشمامو باز کردم دیدم دایناسورشو رفته آورده و میگه : اینا .. اینا ...

بعضی وقتا باهاش میرقصیدم و نی نای نای میگم بهش . قبلا فقط دستاشو میتابوند تو هوا .. چن روز پیشا دیدم میگه : نی نا نی نا و دیدم پاهاشو خم میکرد و صاف میکرد ... مردم از خنده ... البته جدیدا این بازیمون شده . وقتی دارم کارامو میکنم میاد بهم میچسبه و میگه نی نا نی نا و ... حالا جالبیش اینه امروز یه سریالی نشون میداد که چن نفر دور آتیش نشسته بودند و شعر میخوندن .. دیدم فاطمه چسبیده به تلوزیون و پاهاشو خم و راست میکنه و میگه نی نا نی نا...

یه عشقی میکنم باهاش !!!!!

یه کتاب برای بازی کردن با بچه ها خریدم برای ارتقا هوششون ، الان داشتم میخوندم دیدم اووووووو اینا که برای فاطمه خیلی دست پایینند .. مثلا نوشته بود که دالی بازی هزاران اتصال میان سلولهای مغزی کودک تشکیل یا تقویت میکنه ... فاطمه تو دالی بازی ید طولایی داره و حدود دو هفته ایه خودش با ما این بازی رو میکنه ... میره زیر میز یا پشت تخت و بعد میاد این طرف و میگه : دتی daty...  حتی یه بارش بامزه بود ، شوهر خاله ی مامانم که پیر مرده و آروم برای خودش نشسته بود روی مبل ، فاطمه میرفت زیر میز و میومد بالا بهش میگفت دتی ... منم مرده بودم از خنده ...

وقتی بهش میگم تلوزیونو روشن کن(بدون اشاره به تلوزیون) میره روشن میکنه .. وقتی میگم کنترلو بده مامان میدونه چیو میگم . وقتی تلفن زنگ میزنه میفهمه تلفنه و هی میگه الو الو ...

وقتی دارم غذاشو آماده میکنم بهش میگم برو روی صندلیت بشین برات ببه بیارم . میره قشنگ پای صندلیش می ایسته و غر میزنه که من بغلش کنم بزارمش روی صندلی ... تجربه به من ثابت کرده لازم نیست موضوعاتو برای بچه ساده کنیم تا بفهمه ! بلکه اصل موضوعو که بگیم کم کم خواهد فهمید ! مثلا ؟! مثلا وقتی میگفت آبی (یعنی آب) . من تا میومدم دنبال لیوانش بگردم طول میکشید و اونم غر میزد . بعدش من تازگی ها بهش میگم لیوانت کوشش ؟ میگرده پیداش میکنه(اصولا کف آشپزخونه یه جایی انداختتش) و میگه : اینا ... البته در حد اشپزخونه رو میگرده و اگر توی آشپزخونه نباشه نمیتونه پیداش کنه ...

دیگه چی بگم ؟ کتاب رو که عاشقشه ... بعضی وقتا میبینم آرومه و نگران میشم مشغول چه خرابکاری ایه . میام میبینم داره آروم واسه خودش کتابشو ورق میزنه . کلا همه کتاباش پاره پورست الا یکیش که خیلی هم دوستش داره و تصمیم دارم از این سری، باز بخرم . چون هم پاره نمیشه و هم خیلی رنگای قشنگی داره و فاطمه عاشقشونه ...

اینکه کتابو دوست داره انشاالله ادامه دار باشه . چون منم این موضوعو خیلی دوست دارم .

دیگه ... رضا خیلی تو خواب خروپف میکنه . یه شب بیدار شده بود نشسته بود و هی میخواست صدای خروپفو در بیاره .. هی صداهای عجیب غریب در میاورد . منم مرده بودم از خنده ...

ای خدا این مایه ی شادی دل ما رو ، حفظ کن به حق محمد و آل محمد صلوات الله علیه و آله...

من سعی میکنم خیلی باهاش کار کنم ... خدا کنه مفید باشه . مثلا قاشقشو که دستشه به اجسامای اطراف میزنم تا بفهمه صدا های مختلفی تولید میشه .. خیلی تشویقش میکنم وقتی یه کار جالب میکنه ...

خلاصه تمام همتم اینه که انشاالله باهوش بشه .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)