جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

دستچویی

1392/6/16 18:07
نویسنده : بهار
277 بازدید
اشتراک گذاری

سه روزه دارم باهات کار میکنم تا دسشویی رفتنو یاد بگیری .. نتیجه بسیار رضایت بخش بودهزبان ...

روز اول یه بار با سر توی چاه فاضلاب افتادی و در ادامه ی اون روز هم شیلنگو انداختی توی همون چاه و وقتی مامان میخواست شیلنگو با شتاب برداره اون درپوش چاه هم با شلنگ دراومد و در هوا برای خودش هنرنمایی کرد و چه گندکاری ها که نشد ..  مامانی هم در حدی عصبی شده بود که نزدیک بود بی خیال آموزش بشه ... ولی از اونجایی که بسیار مادر نمونه ای مژههست کارو ادامه داد.. تا به امروز . ما حصل اینکه نصف بیشتر روزهای مادر در دستشویی میگذره ! و کارای خونه هم در فواصل کوتاه بین دستشویی ها انجام میشه .

از اونجایی که بلا خانوم برعکس بقیه بچه ها عاشق دستشوییه بعد از نیم ساعت (بدون هیچ اغراقی واقعا) به زور و در حالی که به شدت گریه میکنی از دستشویی میارمت بیرون .

و خانوم هنوز توی پوشکت جیش میکنی و اصلنم به ذهنت نمیرسه این مامان برا چی هی گیر داده به دسچویی ... تازه هی ازت میپرسم جیش کجا ؟ میگی : دسچویی .. _ پی پی کجا ؟ میگی دسچویی... 

فعلا که خودت ابراز نمیکنی . فقط ظهر ازت پرسیدم جیش داری هی گفت جیش جیش .. منم آوردمت و جیش هم کردی...

خب اتفاقات خنده دار هم زیاد میفته ! مثلا خانومی از اول تا آخر تو دستشویی جیغ های خوشحالی میکشی و مدام میدوی و پا میکوبیو خلاصه حسابی جنگولک بازی در میاری... و شلنگ هم که حکم شکلات رو داره و در ازای هر بار جیش کردن و اگر خیلی دیگه منت بزاری سر مامان و یهو این وسط پی پی هم بکنی ، مامان به عنوان جایزه شلنگو بهت میده تا تو  آب بازی کنی ... و گاهی لولو ها رو با آب تا چاه فاضلاب میرسونی و گاهی هم ممپایی هاتو میشوری و دیگه اینکه با چه مصیبتی مامان این شلنگو ازت میگیره بماند ... 

پوشیدن شلوار و درآوردنشم تقریبا بلدی فقط یه کم در قسمت باسن که شلوارت گیر میکنه میمونی چی کار کنی . که مامانی کمکت میکنه و اونم اوکی میشه .

دو روزه تخم کبوتر بهت میدم . جدا من فکر میکردم حالا که چی ولی قیافش و مزش با تخم مرغ خیلی فرق داره و حتی با تخم بلدرچین . 

کارای با مزه ی دیگتم اینه که من از بس تو دستشویی خسته میشم یکی دو بار میرفتم دم در دستشویی مینشستم . حالا خانوم ول کن نیست و مدام اصرار داره و میگه : مامان بیچین ... بهش میگم کجا : اشاره به دم در میکنه و اصرار .. اصرار که میگم منظورم همون جیغ بنفشاست که من به شدت جلوش تسلیمم ..

کلماتی که میگی :

بیچین .... بشین                     اتل اتل توتولی......... اتل متل توتوله

تاتو ... پاشو                          

آن ... ماشین 

موتو ... موتور

این فاطی خانوم ما یه توپ دارم قیقلیه رو بلد بود . به این شکل که من بیتی رو میخوندم و این آخرین کلمه رو میگفت ...

من : یه توپ دارم

فاطمه : ee lie

من : سرخ و سفیدو 

فاطمه : آبیه ..

_میزنم زمین

_الا میله (دستشو میزاره زمین و بعد میبره بالا)

_نمیدونی تا 

_ تجا میله

_من این توپو 

_نداستم

_مشقامو خوب

_ننستم

_بابام بهم 

_دیدی داد

_ یه توپ 

_االی داد

تا اینکه یه مدتی این بیت : سرخ و سفید و که میگفتم بجای اینکه بگه آبیه با بیت بعدی قاطی کرد و میگفت : الا میله (یعنی هوامیره) که دستشم میزاره زمین و میبره هوا ... خلاصه ما یعنی میخواستیم دوباره یادش بندازیم که آبیه رو بگه و هی باهاش این شعرو کار کردیم .. حالا نتیجه :

من : یه توپ دارم 

فاطمه : اٍ اٍ یی داد   (قاطی کرده با بیت آخر که  یه توپ قلقلی داد!)

_سرخ و سفیدو 

_ الا میله

_ من این توپو 

_ آبیه 

من :آخ

فاطمه:  خمیازه

تا ده رو هم میشمره :

yeeeh

dooo

heeee

haaaa

haaan

shiiiiii

haaaa

noooo

daaaaa

البته با یه لحنی میخونی که همه میفهمند عدده . هر چند خیلی رسا نیست.

قربون زبونت برم مننننننننن

واااااااایش خدا ممنونم ...

بخاطر گلم عشقم عزیزم

و بابای ماهش ...

hee

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)