بدون عنوان
اینو از سایت نی نی سایت گرفتم تا بگم فاطمه جون من تا حالا چی کارا میکنه !
اونایی که رنگشون صورتیه کاراییه که فاطمه جون میکنه :
| 1ماهگي |
سر را بالا مي گيرد به صدا پاسخ مي دهد به صورتها خيره ميشود |
اشيا را دنبال مي كند اصوات اوه و آه ازحلق خارج مي سازد قادر به ديدن طرح هاي سياه و سفيد است |
لبخند مي زند مي خندد سر را با زاويه 45 درجه نگه مي دارد |
| ٢ماهگي |
ازحلق خود اصواتي خارج مي كند اشيا را دنبال مي كند سر را براي مدت كوتاهي نگه ميدارد (*این کارو از موقع تولد انجام میداد.
|
لبخند مي زند و مي خندد سر را با زاويه 45 درجه نگه مي دارد حركاتش نرمتر مي شود |
سررا دائم نگه مي دارد وزنش را روي پا تحمل مي كند ممكن است سر و شانه را كمي بلند كند |
| سه ماهگي |
مي خندد سر را بطور دائم نگه مي دارد صورت و بوي شما را تشخيص مي دهد
|
جيغ ميزند صداي شما را تشخيص ميدهد سر و شانه را كمي بلند ميكند
|
بطرف صداهاي بلند برمي گردد مي تواند دست ها را بهم برساند وممكن است روي اسباب بازيها بكوبد مي تواند بغلتد |
| چهارماهگي |
سر را بطور ثابت بالا نگه مي دارد مي تواند وزن را روي پاها تحمل كند وقتي با او صحبت مي كنيد با صوت پاسخ ميدهد
|
مي تواند به اسباب بازي چنگ بزند دستش را به طرف اشيا دراز مي كند مي تواند بغلتد
|
اصوات را تقليد ميكند ممكن است اولين دندانش جوانه بزند ممكن است براي خوردن جامدات آماده باشد |
| پنج ماهگي |
رنگهاي تيره را تشخيص ميدهد مي تواند بغلتد با بازي كردن با دست ها و پاهايش خودش را سرگرم مي كند (*البته فقط با دستاش ! و اونم بیشتر شوکه میشه تا سرگرم بشه) |
بطرف صداهاي جديد ميچرخد نام خود را تشخيص ميدهد
|
ممكن است بدون كمك چند لحظه بنشيند اشيا را به دهان ميبرد ممكن است ترس از غريبه ها شروع شود |
|
شش ماهگي |
بطرف صداها واصوات ميچرخد صدا را تقليد ميكند و حباب درست مي كند به هر دو جهت جهت میغلتد.
|
دستش را به طرف اشيا دراز مي كند و آنها را به دهان مي برد بدون كمك مي نشيند براي خوردن آماده است
|
ممكن است بطرف جلو خيز بردارد كه روي زمين بخزد ممكن است بخش هاي كلمات را به هم بچسباند و كلمه اي نامفهوم بسازد ممكن است اشيا را بطرف خود بكشد. |
پ.ن : فاطمه جون من تازه ٧٣ روزشه ! یعنی ٢.٥ ماه ! اما الان که فکر میکنم از همون اول سریع به منبع صدا نگاه میکرد ! دست و ÷اهاشو خیلی تکون میداد ! گردنش هیچ وقت شل نبود و به اصطلاح گردن میگرفت و روز به روز مهارتش بیشتر شد. جیگرررررررررررر مامانی ...


بدون عنوان
