بدون عنوان
سلام ماماني اومدم زود از كارهات بنويسم ! از ديروز به دست چپت هم گاهي نگاهي مي اندازي ! بغلي شدي و وقتي ميزارمت روي تخت اشكت در مياد ! امرزو صبح موقع خنديدن صداي خاصي كه نوزادا در ميارن و نشانه ي ذوق كردنشونه رو در آوردي ! امروز باطري آويز تختتو برات گذاشتم ! يه زير انداز تعويض برات خريدم كه بزرگه و روي تختت پهنش كردم و بعد آويز تختو واست روشن كردم... خيلي نگاش كردي و هر چي هم من باهات حرف ميزدم چشم ازش بر نميداشتي ولي معلوم بود از ديدنش خسته شدي و آخرشم در حالي كه چشمتو بر نميداشتي گريه ميكردي !!! بغلي شدي و تا ميزارمت روي تخت اشكت در مياد ! الانم بيدار شدي و گريه ميكني ! برم بهت شير بدم ... بوووووووووووووووووس ...
نویسنده :
بهار
13:22


