بدون عنوان
مامانی .... دیروز دیدم توی خواب برگشتی رو شکمت و سرتو کج گذاشتیو خوابیدی. اخه قبلا ها سرتم مستقیم میزاشتی و من از ترس اینکه بلایی سرت بیاد کنارت بالش میزاشتم نتونی بتابی ... فاطمه گلی بزرگ شدی . میبینم و میفهمم. بزرگ شدن عقلتو . اینکه خیلی خوب دیگه منو میشناسی و اینکه دلت بازی و شیطنت میخواد . اینکه اگه مامانی زیاد پای نت نشست و تو رو با آویز تخت مشغول کرد دیگه واسش نخندی و روتو اون طرف کنی . یه کاری که خیلی میکنی اینه که تو مهمونی ها و کلا گاهی هر چی میام تو زاویه دیدت سرتو یه طرف دیگه میکنی که منو نبینی . قشنگ انگار میخوای نشون بدی باهات قهرم و یا نمیدونم یعنی چی !!!!!!!!!!!!!!!! مثلا یه بار بعد از غذا دادنت بقیه غذاتو خودم خوردم(من قبلا...
نویسنده :
بهار
20:00


